۱۳۹۸ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

12:30 شب

ساعت 12:30 بامداد است
و همه با هم صحبت می‌کنند
صدایشان نمی‌آید
ساکت‌اند، اما مشغول صحبت

نگاهش می‌کنم
موبایلش در دستش است
دراز کشیده
ساکت است
اما صحبت میکند
با کسی به جز من

آن برقی که سالها پیش
در چشمان او روشن کردم
اکنون روزها خاموش است
و شب‌ها
با نور موبایلش روشن می‌شود.

صدایشان نمی‌آید
اما بجز من
همه با هم صحبت می‌کنند